2روز همش بازی
الان ساعت ١٢ هستش و تو هنوز لالا کردی.آخه ٢روزه گذشته خیلی کم خوابیدی وهمش مشغول بازی بود. ٢ روز گذشته تاسوعا و عاشورا بود و ما جوپار بودیم.آخه هر سال ظهر عاشورا آبگوشت نذری داریم. امسال ١٢ تا بع بعی بود و همه رو صبح تاسوعا کشتن و تو وقتی دیگه بع بعی ها نبودن همش غر میزدی و اونا رو میخواستی. صبح تاسوعا همش میخواستی توی حیاط باشی هوا خیلی سرد بود و من هم یادم رفته بود دستکش هات رو از کرمان ببرم.واسه همین باباجون به خاله عاطی گفت بره واست دستکش بخره.اون هم رفت و یه جفت دستکش صورتی ناز واست گرفت.تا سردت نشه.ممنون باباجون و خاله عاطی. این ٢روز تو کلی حال کردی. آخه تمام مدت دوستات کنارت بودن و بازی میکردی.با شیرین زبونیات دل ...
نویسنده :
مامانی
12:28


